سيد جلال مصطفوى كاشانى

389

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

7 . عوارض كبدى : هپاتيت سمّى ، يرقان . 8 . اسيدوز نوع متابوليك با نقصان ذخيرهء قليايى باوجود تمام اين ضررها كه به‌طور مسلّم و بدون كوچك‌ترين ترديد براى بيماران عواقب وخيم و خطرات جبران‌ناپذير ايجاد مىكند ، به تجربه معلوم گرديد كه اگر ميكروب‌ها در مجاورت يك نوع سولفاميد قرار گيرند ولى كشته نشوند در آن‌ها نسبت به همهء سولفاميدها مقاومت ايجاد مىشود . از سال 1939 پنوموكك نسبت به سولفاميد مقاوم شد . از 1940 در گنوكك نيز مقاومت شروع گرديد ( در 1940 هفتاد درصد گنوكك‌ها به وسيلهء سولفاميد درمان مىشدند درصورتىكه در 1944 هفتاد درصد نسبت به آن مقاوم گرديد ) ؛ آنچه در اين مورد همهء پزشكان بايد بدانند اين است كه ميكروب‌هاى مقاوم به يك نوع سولفاميد به تمام سولفاميدها مقاومت پيدا مىكنند و اين مقاومت دايمى و غير قابل برگشت است و ارتباطى با قدرت سويه‌ها ندارد . يكى از مهم‌ترين تدابير براى به تأخير انداختن بروز مقاومت بالينى اين است كه از استعمال بىجهت سولفاميدها خوددارى شود كه اين هم غير ممكن است ، زيرا همين‌كه يك داروى جديد به بازارهاى دارويى جهان عرضه مىشود مانند اقيانوس در همه جا جريان پيدا مىكند . اين است كه به‌زودى اثرات مقاومت آشكار مىشود . نگارندهء اين سطور كاملا به ياد دارد كه در حدود سى سال پيش ، يكى از سولفاميدهاى معروف به نام اوليرون براى درمان سوزاك به بازار آمد و آن‌قدر مورد استقبال پزشكان قرار گرفت كه حدى بر آن متصور نبود و نگارنده نيز مانند ساير پزشكان ، مبتلايان به سوزاك را با اين سولفاميد درمان مىكردم ولى چندى نگذشت كه اثرات شفابخش اوليرون رو به افول گذاشت و تأثير آن كم شد و به اين جهت از رواج و شهرت افتاد ولى آن‌قدرها طول نكشيد كه سولفاميد ديگرى به نام نئواوليرون جاى آن را گرفت كه آن هم راه ديار عدم را در پيش گرفت و امروزه حتى نامى از آن هم باقى نمانده است .